تبلیغات

:::.LOS BAZIE18.:::
New Page 2
 هر کی هر چی فهمید ...

سلام

یکم ادم خوبه مزخرف بنویسه مثل همین مزخرف  میگم چطور یکم با هم ساده باشیم با با بی خیال سیاست بی خیال  هر چی اصلا ولش کن خیلی بی شعورم 


|+| نوشته شده توسط رض مارمولک در چهارشنبه 14 اسفند 1387 و ساعت 10:43 ق.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در - ساعت -
 کنکور ...

دارم از کنکور میام حال خوبی ندارم نه این که بد بود ولی استرس .........

شما خوبید نبودم ببخشید اومدم دوباره با هم شروع میکنیم

کمک کنید


|+| نوشته شده توسط رض مارمولک در جمعه 29 آذر 1387 و ساعت 11:17 ق.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در - ساعت -
  ... داداش ساه این بار عاشق میشه نه ضایع ,


عمری ست که از حضور او جا ماندیم

                                       در غربت سرد خویش تنها ماندیم

او منتظر است تا که ما برگردیم

                                        ماییم که در غیبت کبری ماندیم...


|+| نوشته شده توسط رض مارمولک در چهارشنبه 2 مرداد 1387 و ساعت 06:07 ق.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در - ساعت -
  ... داداش ساه این بار عاشق میشه نه ضایع ,

بنـــــــدگی راستیـــــــــــن

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

جوانی گمنام عاشق دختر پادشاهی شد. رنج این عشق او را بیچاره کرده بود و راهی برای رسیدن به معشوق نمی یافت. مردی زیرک از ندیمان پادشاه که دلباختگی او را دید و جوانی ساده و خوش قلبش یافت، به او گفت پادشاه ، اهل معرفت است، اگر احساس کند که تو بنده ای از بندگان خدا هستی ، خودش به سراغ تو خواهد.
جوان به امید رسیدن به معشوق ، گوشه گیری پیشه کرد و به عبادت و نیایش مشغول شد. به طوری که اندک اندک مجذوب پرستش گردید و آثار اخلاص در او تجلی یافت.
روزی گذر پادشاه بر مکان او افتاد ، احوال وی را جویا شد و دانست که جوان ، بنده ای با اخلاص از بندگان خداست. در همان جا از وی خواست که به خواستگاری دخترش بیاید و او را خواستگاری کند. جوان فرصتی برای فکر کردن طلبید و پادشاه به او مهلت داد .
همین که پادشاه از آن مکان دور شد ، جوان وسایل خود را جمع کرد و به مکانی نا معلوم رفت. ندیم پادشاه از رفتار جوان تعجب کرد و به جست و جوی جوان پرداخت تا علت این تصمیم را بداند. بعد از مدتها جستجو او را یافت. گفت: (( تو در شوق رسیدن به دختر پادشاه آنگونه بی قرار بودی ، چرا وقتی پادشاه به سراغ تو آمد و ازدواج با دخترش را از تو خواست ، از آن فرار کردی؟ ))
جوان گفت: (( اگر آن بندگی دروغین که بخاطر رسیدن به معشوق بود ، پادشاهی را به در خانه ام آورد ، چرا قدم در بندگی راستین نگذارم تا پادشاه جهان را در خانه خویش نبینم؟ ))
 


|+| نوشته شده توسط رض مارمولک در دوشنبه 24 تیر 1387 و ساعت 03:07 ق.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در - ساعت -
  ... داداش ساه این بار عاشق میشه نه ضایع ,

از غم خبری نبود اگر عشق نبود
دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود ؟
بی رنگ تر از نقطه ی موهومی بود
این دایره ی کبود ، اگر عشق نبود
از آینه ها غبار خاموشی را
عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود ؟
در سینه ی هر سنگ دلی در تپش است
از این همه دل چه سود اگر عشق نبود ؟
بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود ؟
دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود
از دست تو در این همه سرگردانی
تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود ؟


|+| نوشته شده توسط رض مارمولک در سه شنبه 18 تیر 1387 و ساعت 09:07 ق.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در - ساعت -
 خوش بحال اسمون ... داداش ساه این بار عاشق میشه نه ضایع ,

 خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره ... به كسی توجه نمی كنه ... از كسی خجالت نمی كشه ... می باره و می باره و ... اینقدر می باره تا آبی شه ... ‌آفتابی شه...!!! کاش ... کاش می شد مثل آسمون بود ... كاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی ... بعدش هم انگار نه انگار كه بارشی بوده ... انگار نه انگار كه غمی بوده ... همه چیز فراموشت بشه ...!!! كاش می شد

Smiley 


|+| نوشته شده توسط رض مارمولک در دوشنبه 15 بهمن 1386 و ساعت 09:02 ق.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در سه شنبه 16 بهمن 1386 ساعت 02:02 ق.ظ
  ... داداش ساه این بار عاشق میشه نه ضایع ,
 
|+| نوشته شده توسط رض مارمولک در شنبه 3 آذر 1386 و ساعت 12:11 ب.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در پنجشنبه 27 دی 1386 ساعت 07:01 ق.ظ
  ... داداش ساه این بار عاشق میشه نه ضایع ,

کاش می دانستم !!!!

بگذر از نی
من حکایت میکنم
و ز جداییها شکایت میکنم
نی کجای این نکته ها آموخته
نی کجا داند نیستان سوخته
بشنو از من بهترین راوی منم
راست خواهی هم نی و هم نی زنم
نشنو از نی ...نی نوای بی نواست
بشنو از دل دل حریم کبریاست
نی بسوزد خاک و خاکستر شود
دل بسوزد خانه داور شود


|+| نوشته شده توسط رض مارمولک در جمعه 2 آذر 1386 و ساعت 12:11 ب.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در - ساعت -
  ... داداش ساه این بار عاشق میشه نه ضایع ,

گفته بودم که اگر بوسه دهی توبه کنم                        

                        بعد از این بوسه دگر هیچ گناهی نکنم

هرآن دل را كه سوزی نیست دل نیست

دل افسرده غیر از آب و گل نیست

           

گالری عکس گل ها


|+| نوشته شده توسط رض مارمولک در جمعه 2 آذر 1386 و ساعت 12:11 ب.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در پنجشنبه 27 دی 1386 ساعت 07:01 ق.ظ
  ... داداش ساه این بار عاشق میشه نه ضایع ,

                    همه با این حرف موافق هستین مگه نه

ایران تنها کشوری است که در آن می‌توانید وسط خیابانهای آن نماز بخوانید، وسط پارک شام بخورید، در رستوران به دیدن مانکن‌های لباس‌های مدل جدید بروید، در تاکسی نظرات سیاسی‌تان را بگویید، در کوه برقصید، اما برای ملاقات با نامزدتان باید به یک خانه خلوت بروید

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


|+| نوشته شده توسط رض مارمولک در جمعه 2 آذر 1386 و ساعت 11:11 ق.ظ | نظر شما ()
ویرایش شده در - ساعت -
 نوشته های پیشین
+ هر کی هر چی فهمید
+ کنکور
+
+
+
+ خوش بحال اسمون
+
+
+
+
+
+ ک
+
+
+

صفحات :
1 2 3 4 5 6 7 ...